زندگی در سفر
باز هم سفر و باز هم قشم
اینبار رفتیم قشم که پیش بابایی زندگی کنیم
سوار هواپیما شدم و برای اولین بار در هواپیما بیدار بودم و خیلی پسر خوبی بودم و اصلا اذیت نکردم و کلی خوشحال بودم
تا آخر پرواز هم باورم نمیشد که سوار هواپیما هستم و وقتی پیاده شدیم و هواپیما را دیدم باورم شد آخه موقع سوار شدن خواب بودم و ندیدم که سوار چی شدم
بعد هم سوار کشتی شدیم و باز هم من در تعجب و بهت بودم و از دیدن خلیج فارس و کشتی های بزرگ خیلی خوشحال بودم
و رسیدیم قشم و این طوری سفر چند هفته ای من و خانواده ام آغاز شد

و من در کنار دریا لذت میبرم و هوای پاک تنفس میکنم

این کلاهم را هم در روزهای اول گم کردم و مامان بسیار ناراحت شد !
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



زندگی در سفر
